به بهانه اختتامیه نمایشگاه امید نام من است

http://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/10/29/212201.bild

این نمایشگاه، تجربه جدیدی در انتقال بخشی از آن اندیشه‌ای بود که در حافظه قربانیان و داغ‌دیدگان سرکوب سیاسی دهه ٦٠ می‌گذشت و همین موضوع  محور نمایشگاه بود.

خاطرات وقتی نقل و روایت می‌شود از فضای خصوصی به فضای عمومی راه می‌برد تا بر حادثه‌ای که از تاریخ رسمی حذف شده است، شهادت دهد. انتقال حافظه می‌تواند اشکال گوناگون به خود بگیرد. روشی موثرتر است که بتواند حس و تجربه‌ای را که حافظه با خود حمل می‌کند، به دیگری انتقال دهد.

جست‌وجوی چنین روش‌هایی یکی از موضوعات حوزه مقابله با فراموشی است. قطعه‌ یادگاری، پیراهنی که سال‌ها بر تن زندانی بوده، ساعتی که بر زمان ایستاده اعدام‌شده شهادت می‌دهد، تکه‌ای سنگ یا استخوان، سکه‌ای یا پارچه‌ای که طرحی بر آن نقش بسته – آفریده زندانی- و تکه لباسی از سفر فرار می‌تواند به حافظه جان دهد و حس نهفته در آن را منتقل و ثبت کند. در نمایشگاه «امید نام من است»، این یادگارهای زندان، یادمانده‌هایی از عزیز اعدام شده از گنجینه خصوصی وارد فضای عمومی شده‌است.

مصاحبه رادیو زمانه

DSC05242

«نام من امید است»

پرستو فروهر هنرمند ایرانی و منیره برادران نویسنده‌ کتاب «یک حقیقت ساده» که از آن به‌عنوان نخستین نمونه از زندان‌نگاری در تاریخ ادبیات تبعید یاد می‌کنند، در برگزاری این نمایشگاه و در این کوشش گروهی سهم زیادی به‌عهده داشتند. درباره‌ این نمایشگاه با منیره برادران و پرستو فروهر گفت‌وگویی داشتم.

گزارش بی بی سی از نمایشگاه

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/03/120329_l41_l13_evin_ehibition_final.shtmlMonireh & Parastou

به بیان پرستو فروهر: «لحظه ای که این افراد تحت تعقیب قرار گرفتند و به زندان افتادند حقوق اولیه انسانی شان- سوای عقایدشان- پایمال شد و این نمایشگاه بازگو کننده آن لحظه است، لحظه ای که انسان از انسانیت و آزادی خود محروم می شود. در آن لحظه انکار، انسانی که از همه چیز محروم شده سعی می کند از دل همان دخمه ها به حس های اولیه انسانی مثل عشق و محبت و به آزادی پلی بزند. هیچ فرقی نمی کند که این زندانیان چه گذشته سیاسی و چه عقایدی داشته اند، آنچه مهم است این تلاش انسانی برای بازپس گیری حق دوست داشتن، زندگی و آزادی است. آفریدن یک اثر هنری در آن موقعیت بی رحمانه و پرخشونت، تلاشی است برای خلق یک لحظه زیبایی برای خود زندانی و دیگران. این افرینش زیبایی در چنان دخمه انسانی ای که به این افراد تحمیل شده بود دقیقا چیزی است که ما می خواستیم به نمایش بگذاریم. »

منیره برادران نیز – که ایده اصلی نمایشگاه متعلق به اوست – جادوی حضور اشیا را برجسته ترین ویژگی این نمایشگاه و دلیل تازگی آن می داند: «یکی از آرزوهای من همیشه این بود که نمایشگاهی متشکل از این اشیاء به نمایش بگذاریم، نمایشگاهی که در آن اشیا به عنوان سندهایی ملموس از تجربه ها فردی این زندانیان حرف بزنند و تصور می کنم با نگاه هنرمندانه پرستو فروهر این اشیا طوری به نمایش گذاشته شدند که معنای عمیق و دردناکی که در پشت هر کدامشان خوابیده را به خوبی در مقابل چشم بیننده عیان کنند.»

مصاحبه رادیو کوچه با پرستو فروهر

20120305_forohar1_koocheh-402x500http://radiokoocheh.com/article/151862

روایت رویداد‌های پس از انقلاب ایران در دهه شصت شاید یکی از موضوعاتی باشد که علا‌رغم صحبت در مورد آن به طور مشخص، کم‌تر به آن پرداخته شده است. شاید دلیل‌های مختلفی وجود داشته باشد اما مهم این است که شرایط کسانی که در آن دوره مورد آسیب قرار گرفته‌اند، هنوز به روشنی طرح نشده.

از سویی آسیب‌هایی که بر بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی در آن دوره وارده شده اینک طبعات‌اش در زندگی نسل‌های بعدی آن‌ها نیز به چشم می‌خورد که روایت این افراد به روشن شدن شرایط دهه شصت ایران کمک می‌کند و از سویی مارا یاری می‌دهد تا صدای نسل بعد آن‌ها را که به نوعی بار سنگین آن روزها را با خود می‌کشند، را بشنویم.

گزارش رادیو فردا از نمایشگاه

Omid6

http://www.radiofarda.com/content/f4_my_name_omid_exhibition_frankfurt_prisoners/24506380.html

پرستو فروهر دراين باره می‌گويد: «در ويترين‌هايی در دهليز خاطره تماشاگر با کارهای دستی کسانی روبرو است که در سلول‌های وحشتناک زندان‌های آن دوره، روزهای عمرشان را سپری کردند و بسياری از آنها جان سالم از آن دوران به در نبردند. آنها هسته خرما را تراشيده اند و برای عزيزان شان گردن آويز درست کرده‌اند يا دست دوزی‌های کوچکی را پنهانی درست کرده اند که گلی را نمايش می‌دهد. در واقع آن چه عشق به زندگی شان و پايداری شان بوده در اين اجسام کوچک شکننده تجسم پيدا کرده که اينها را بازماندگان آنها از جمله پدر و مادر و همسران شان سالها است به عنوان عزيزترين يادگارهای از دست رفتگان شان حفظ کرده‌اند. اين اشيای کوچک بازگو کننده تلخی سرنوشت هزاران انسانی است که جان از سرکوب وحشتناک آن دوران به در نبردند.»